معمایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معمایی . [ م ُ ع َْم ما ] (ص نسبی ) منسوب به معما.رجوع به معما شود. ◄ آنگه معما گوید. آنکه معما طرح کند : جانی همدانی ... معمایی است و طبع خوبی هم دارد. (ترجمه ٔ مجمعالخواص ص ٢٧٣).
معمایی . [ م ُ ع َم ْ ما ] (اِخ ) میر رفیعالدین حیدر معمایی کاشی . رجوع به رفیعی شود.
مترادف و متضاد واژهدان
رازآلود، رمزآمیز، مرموز چیستانی لاینحل
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی