معلولات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معلولات . [ م َ ] (ع ص، اِ) ج ِ معلولة مؤنث معلول . رجوع به معلول شود. - معلولات اربعه (اصطلاح فلسفی ) ؛ چهار معلول . مقابل علل اربعه . معلولات اربعه عبارتند از: ١- مصنوعات بشرحیوانی . ٢- مصنوعات طبیعی که معادن و نبات و حیوان باشد. ٣- مصنوعات و موجودات نفسانی بسیطه که افلاک و کواکب و عناصر اربعه باشند. ٤- موجودات روحانی الهی که هیولی و صورت مجرده و نفس و عقل باشد. (از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ). - معلولات قاهره ؛ مراد انوار قاهره است . (فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ).