معطل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ عَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.) بی کار، بی کار - مانده، بی فایده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبلاتکیف، منتظربیحاصل، بیکار، عاطل، بیمصرف، بیاستفادهفروهشته، معلقواژه قبلی: معطفواژه بعدی: معطلی