فرهنگ لغت

معربدوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

معربدوار. [ م ُ ع َ ب ِدْ ] (ق مرکب ) مانند معربد. همچون عربده جویان : به یاد مصطبه برخاستی معربدوار بر آتشم بنشاندی و زود بنشستی . خاقانی . و رجوع به معربد شود.

معنی معربدوار | فرهنگ لغت