معذر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معذر. [م ُ ذِ ] (ع ص ) عذرخواه و آنکه دارای عذر باشد. (ناظم الاطباء). بهانه کننده و عذر آشکار نماینده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اعذار شود.
معذر. [ م ُ ع َ ذ ذَ ] (ع اِ) هر دو کرانه ٔ پیکان . ◄ رخسار . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ آن جزء از چانه که لجام از آن می گذرد. (ناظم الاطباء). جای لگام در اسب . (از اقرب الموارد). ◄ مهمانی ختنه کردن . ◄ (ص ) ختنه شده . (ناظم الاطباء).
معذر. [ م ُ ع َذْ ذِ ] (ع ص ) آنکه دارای عذر باشد خواه محق بود و خواه غیرمحق و قوله تعالی و جاء المعذرون من الاعراب ؛ یعنی معتذرون و کسانی که دارای عذر بودند و یا آنکه در عذر غیرمحق بودند. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). آنکه عذر ناراست آرد. (از اقرب الموارد).