معجون کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معجون کش . [ م َ ک َ / ک ِ] (اِ مرکب ) چیزی باشد از آهن یا نقره که بدان معجون از حقه کشند. (آنندراج ) (بهار عجم ). آلتی که بدان معجون را از حقه برآرند. (ناظم الاطباء) : همچو معجون کش هنرور با سپهر حقه باز می زند سر کله ها کز وی بهی خندان شود. محسن تأثیر (از بهار عجم ).