معاکسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاکسة. [ م ُ ک َ س َ] (ع مص ) مخالفت داشتن و برعکس بودن . (ناظم الاطباء). ◄ عکس کردن کلام . بر عکس کردن سخن . (از اقرب الموارد). ◄ موی پیشانی یکدیگر گرفتن . عِکاس . (از اقرب الموارد). و رجوع به عکاس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاکسة. [ م ُ ک َ س َ] (ع مص ) مخالفت داشتن و برعکس بودن . (ناظم الاطباء). ◄ عکس کردن کلام . بر عکس کردن سخن . (از اقرب الموارد). ◄ موی پیشانی یکدیگر گرفتن . عِکاس . (از اقرب الموارد). و رجوع به عکاس شود.