معامل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معامل . [ م ُ م ِ ] (ع ص ) معامله کننده ... و به معنی خرید و فروخت کننده . (غیاث ) (آنندراج ). معامله کننده و خرید و فروخت نماینده . (ناظم الاطباء). سوداگر. آنکه داد وستد کند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : تو فارغ از آنکه بیدلی هست و اندوه ترا معاملی هست . نظامی . قلب اندوده ٔ حافظ بر او خرج نشد کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود. حافظ. ◄ در اسکندرنامه کنایه از مشتاق و آرزومند چنانکه اکثر شارحین ثقات نوشته اند. (غیاث ) (آنندراج ). مشتاق و آرزومند. ◄ هم کسب و هم صنعت . (ناظم الاطباء).
معامل . [ م َ م ِ ] (ع اِ) (عربی جدید) ج ِ مَعمَل . کارخانه ها. (یادداشت به خطمرحوم دهخدا). ج ِ مَعمَل، موضع عمل . (از المنجد).