معامسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معامسة. [ م ُ م َ س َ ] (ع مص ) پوشیدن چیزی را و مغالطه نمودن و آشکار ناکردن از دشمنی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). پوشیده داشتن و آشکار نکردن دشمنی با کسی . (از اقرب الموارد). ◄ با کسی راز گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
معامسة. [ م ُ م ِ س َ ] (ع ص ) امراءة معامسة؛ زن که در ایام جوانی خود را پوشیده دارد و هتک عزت نکند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زنی که در ایام جوانی خود را پوشیده دارد. و هتک عزت و شرف خود نکند. (ناظم الاطباء).