معاقدت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاقدت . [ م ُ ق َ / ق ِ دَ ] (از ع، اِمص )با کسی عهد بستن . با یکدیگر پیمان کردن . معاهده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : هر آنچه به سمع جمع رسیده بوده، به بصر بصیرت مشاهده کردند و تشدید معاقدت ایمان و تجدید معاهدت بر مبانی ایمان بجای آوردند. (مرزبان نامه ص ١٨٠). و رجوع به معاقدة شود.