معاقب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معاقب . [ م ُ ق َ ] (ع ص ) شکنجه شده و عقوبت کرده شده و عذاب کرده شده . (ناظم الاطباء). آن که به سزای عمل بد خویش رسیده . عقوبت شده . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ پیروی کرده و از پس کسی در آمده . (ناظم الاطباء). کسی که دیگری از پی او در آمده یا سوار شده : معاقب آن کس باشد که برنشیند نه آن کس که فروآید. (المعجم چ دانشگاه ص ٦٦).
معاقب . [ م ُق ِ ] (ع ص ) در پی کننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پیروی کننده و پس کسی درآینده . (ناظم الاطباء). ◄ عقوبت و عذاب کننده . (غیاث ) (آنندراج ). شکنجه کننده و عذاب کننده . (ناظم الاطباء). ◄ آن که با دیگری کاری را با نوبت می کند. (ناظم الاطباء).