معارضه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
معارضه کردن . [ م ُ رَ ض َ / رِ ض ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مبارات . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مقابله کردن دو حریف و مدعی با یکدیگر.
مترادف و متضاد واژهدان
ستیز کردن، جنگیدن مخالفت کردن مقابله کردن، رویارویی کردن