مطوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطوع . [ م ُ ] (ع مص ) مطع فی الارض مَطعاً و مطوعاً؛ رفتن و گم شدن . ◄ خوردن چیزی را به پیش دهان و به دندان پیشین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به مطع شود.
مطوع . [ م ُ طَوْ وِ ] (ع ص ) آن که به طوع جهاد کند بی آنکه بر وی واجب باشد. ج، مطوعین . (ناظم الاطباء). و رجوع به مطوعة و مطوعین شود.