مطهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطهم . [ م ُ طَهَْ هََ ] (ع ص ) فرس مطهم ؛ اسب نیک فربه و نیک لاغر از لغات اضداد است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ اسبی تمام خلق نیکو. (مهذب الاسماء). اسب تمام زیبا. (از اقرب الموارد). ◄ رجل مطهم ؛ مرد تمام اندام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ کامل و تمام از هر چیزی . ◄ مرد نیکوروی و صاحب جمال . ◄ وجه مطهم ؛ روی گرد فراهم آمده گوشت و برآمده رخسار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).