مطنف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطنف . [ م ُ طَن ْ ن َ ] (ع ص ) رجل مطنف ؛مرد متهم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
مطنف . [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) صاحب طنف . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). کسی که در خانه ٔ وی دارای سقف و سر در باشد. (ناظم الاطباء). ◄ بر آینده بر کوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). آنکه بر سرکوه بالا می رود. (ناظم الاطباء). بالا رونده بر طنف . و رجوع به طنف شود.