مطمول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطمول . [ م َ ] (ع ص ) نان فراخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نان پهن شده با مطملة. (از اقرب الموارد). و رجوع به مطملة شود. ◄ تیر آلوده به خون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آلوده شده به خون و قطران و جز آن . (ناظم الاطباء).