مطموره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطموره . [ م َ رَ ] (ع ص ) پنهان کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). ◄ (اِ) کنایه از نهانخانه و ته خانه . (غیاث ) (آنندراج ). جائی که بکنند و آب و نان در آن پنهان کنند. (مهذب الاسماء). نهانخانه ٔ زیرزمین که در وی طعام نهند یا عام است . (منتهی الارب ). نهانخانه که در وی طعام نهند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ خانه یا گوی که بکنند و اسیر و زندانی را در بند سازند. ج، مطامیر. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : آن بلبل کاتوره برجسته ز مطموره چون دسته ٔ طنبوره، گیرد شجر از چنگل . منوچهری . بفرمود تا او را بند بر نهادند و به مطموره ای بازداشتند. (اسکندرنامه ٔ قدیم، نسخه ٔ سعید نفیسی ). و اجزاء او از هم جدا کردند و لشکر او را در مطموره ای بازداشتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ١٠٠). چون این رسالت ایراد کردند سفیر فایق را بگرفتند و در مطموره بازداشتند و رسول ابوعلی را بنواختند و بروجهی جمیل گسیل کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ١٥٦). و دیگر اسیران را غلها بر گردن بسته به غزنه فرستاد و در مطموره ها بازداشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٤٠٦).