مطمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطمر. [ م ُ طَم ْ م َ ] (ع ص ) متاع مطمر؛ برهم نشانده و فراهم آمده . تقول المال عنده مطمر و الخیر بین یدیه مصبر. (از اقرب الموارد).
مطمر. [ م ِ م َ ] (ع اِ) رشته ٔ دراز که بدان اندازه کنند. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زیج . بناء. ریسمان کار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ اقم المطمر یا محدث ؛ راست و درست کن حدیث را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).