مطمئن شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اطمینان یافتن، اطمینان حاصل کردن گواهی دادن، برابر اصل کردن، صحه گذاشتن تشخیص دادن، قضاوت کردن، قبول کردن دعوی اعتقاد داشتن، باور داشتن دلیل آوردن، ایجاب کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
آرامش یافتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
اطمینان یافتن، اطمینان حاصل کردن گواهی دادن، برابر اصل کردن، صحه گذاشتن تشخیص دادن، قضاوت کردن، قبول کردن دعوی اعتقاد داشتن، باور داشتن دلیل آوردن، ایجاب کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
آرامش یافتن