مطمئن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ مَ ئِ) [ ع. ] (ص.) ایمن، آسوده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ مَ ئِ) [ ع. ] (ص.) ایمن، آسوده.
فرهنگ طیفی واژهدان
معتقد، قاطع، جدی، پابرجای، برجای، خودرأی، درستعزم، درستایمان اصولی، بران، برا، مصمم متکی، اتکاکننده، پشتگرم، متیقن، خاطرجمع حتمی، قطعی
واژگان فارسی سره واژهدان
نیک گمان، دلپر، دلآسوده، دل آسوده، دل استوار، پشت گرم، آسوده اندیش، آسوده، استیگان
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی