مطرق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطرق . [ م َ رَ ] (ع مص ) با پتک زدن . با چکش زدن . (از دزی ج ٢ ص ٦٠٠).
مطرق . [ م ُ طَرْ رِ ] (ع ص ) آن زن که کودکش به دشوار بیرون آید. (مهذب الاسماء). ناقة مطرق ؛ ماده شتری که دشوار زاید و کذا امراءة مطرق . (ناظم الاطباء). امراءة مطرق ؛ زن که زه بر او دشوار شده باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ناقه و زن و هر بارداری که دشوار زاید. (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). ◄ قطاة مطرق ؛ مرغ سنگخواری که هنگام خروج بیضه اش فرا رسیده باشد. (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
مطرق . [ م ُ رِ ] (ع ص ) مرد فرومایه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آن که سست چشم باشد در خلقت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).