مطابقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ بِ قِ) [ ع. مطابقة ] (مص ل.) برابر کردن، با هم برابر کردن دو چیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ بِ قِ) [ ع. مطابقه ] (مص ل.) برابر کردن، با هم برابر کردن دو چیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مطابقه . [ م ُ ب َ ق َ / ب ِ ق ِ ] (از ع، اِمص ) مطابقة. مطابقت . با کردن و نمودن و داشتن و جز اینها صرف شود. و رجوع به مطابقة و مطابقت شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مطابقت، مقابله، تطبیقدهی برابری، همانندی اتحاد، اتفاق متفق شدن، متحد شدن، اتفاق کردن برابر کردن
واژگان قرآن
سَبْعَ سَمَاوات طِباقاً «مطابقه» در اصل، آن است که چیزى را فوق چیز دیگرى قرار دهند.(14)