مصور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ صَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) نقاشی شده، دارای صورت و شکل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتصویردارنقاشیشده، منقوش، بهتصویردرآمدهتصورشدهواژه قبلی: مصوتواژه بعدی: مصور شدن