مصلا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصلا. [ م ُ ص َل ْ لا ] (ع اِ) مصلی . نمازگاه و جای نماز. (ناظم الاطباء). جای نماز. (غیاث ) مطلق جای نماز. (آنندراج ). مسجد. (ناظم الاطباء) : چون که اسلام مَنَت یاد آید از مصلام به زنار کشی . عطار. ◄ حصیر و بوریایی که بر آن نماز میخوانند.(ناظم الاطباء). آن پارچه یا فرش یا زیلو یا حصیر که بر آن جانماز بگسترند و بنشینند و نماز خوانند. سجاده . مصلای نماز. مصلی نماز. جانمازی، سجاده . جانمازی از زیلو یا قالی یا حصیر که بر آن نشینند و جانماز نیز بر آن گسترند و نماز خوانند. (یادداشت مؤلف ) : از جهرم مصلای نماز خیزد. (حدود العالم ). و ازناحیت گیلان جاروب و حصیر و مصلای نماز و ماهی ماهه افتد که به جهان ببرند. (حدود العالم ). از او [ از بخارا ] بساط و فرش و مصلای نماز خیزد نیکوی پشمین . (ازحدود العالم ). از وی [ از ورقان ] زیلوها و مصلای نماز خیزد. (از حدود العالم ). بسیار غارت و کشتن رفت چنانکه بازنمودند که چندین از زهاد و پارسایان بر مصلای نماز نشسته و مصحفها در کنار بکشته بودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٤٧١). پس از آن که امیر را دید به دیوان آمد و مصلای نماز افکنده بودند. (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١٥٣). سجده نمود و بسیار بگریست و مصلای نماز خواست و دو رکعت نماز کرد و فرمود تا این میخ را برداشتند و برنشست و بایستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ١٩٨). مصلای نماز افکنده بودند نزدیک صدر از دیبا و پیروزه . (تاریخ بیهقی ). در شهر طبریه حصیر سازند که مصلای نمازی از آن در همانجا به پنج دینار مغربی بخرند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ٣٠). مصلای نمازی حصیر دیدم آنجا که گفتند امیرالجیوش که بنده ٔ سلطان مصراست فرستاده است . (سفرنامه ٔ ناصرخسرو ایضاً ص ٥٨، ٥٩). نقل است که ذوالنون مصری شیخ را مصلایی فرستاد. (تذکرةالاولیای عطار). ◄ عیدگاه . (ناظم الاطباء). عیدگاه هر شهر. (غیاث ) (آنندراج ). جایی که مردم در عید فطر و قربان در آن نماز گزارند. ◄ سیرگاه . (ناظم الاطباء). و این معنی مترتب بر معنی قبلی است، چه مصلی ها بعدها گردشگاه مردم شده است . ◄ نمازگاه در کعبه : از دست آنکه داور فریادرس نماند فریاد در مقام و مصلا برآورم . خاقانی . پس از میقات حج و طوف کعبه جمار و سعی و لبیک و مصلا. خاقانی .
مصلا. [ م ُ ص َل ْ لا ] (اِخ ) مصلی . نام جائی در شیراز که آرامگاه حافظ در آن است . رجوع به مصلی شود.