مصقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ قَ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- سخنگوی بلند آواز.<BR>۲- فصیح بلیغ. ج. مصاقع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ قَ) [ ع. ] (ص.) ۱- سخنگوی بلند آواز. ۲- فصیح بلیغ. ج. مصاقع.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصقع. [ م ِ ق َ ] (ع ص ) بلیغ فصیح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مصقل . قوی سخن . (مهذب الاسماء). سخت گویا. (دهار). ◄ بلندآواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). سخنگوی بلندآواز. ◄ آنکه درنماند در سخن و بسته نشودبر وی کلام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).