مصطفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصطفی . [ م ُ طَ فا ] (اِخ ) ابن کمال الدین بن علی بکری صدیقی (١٠٩٩ - ١١٦٢ هَ .ق .)، مکنی به ابوالمواهب . طریقه ٔ خلوتیان و مذهب حنفیان داشت و خود از گویندگان و دانشمندان و مؤلفان و سفرنامه نویسان نامی بود. وی به حلب و بغداد و مصر و قسطنطنیه و حجاز سفر کرد و کتابهایی نوشت که از آن جمله است : ١ - مجموع رسائل رحلات . ٢ - الصلاة الهامعة. ٣ - فتح القدسی . ٤ - بلغةالمرید. ٥ - التواصی بالصبر و الحق . ٦ - منظومة الاستغفار. (از اعلام زرکلی ).
مصطفی . [ م ُ طَ فا ] (اِخ ) ابن محمدبن رحمةاﷲبن عبدالمحسن ایوبی انصاری رحمتی، مکنی به ابوالبرکات . فقیه دمشقی . از دانشمندان حنفی بود در سال ١١٨٧ هَ . ق . به مدینه مهاجرت کرد و به مکه رفت و به سال ١٢٠٥ هَ . ق . در آنجا درگذشت . از آثار اوست : حاشیه ای بر مختصر شرح التنویر علایی و چند حاشیه و شرح و رساله ٔ منظوم و منثور دیگر. وی به سال ١١٣٥ هَ . ق . متولد شده بود. (از اعلام زرکلی ).
مصطفی . [ م ُ طَ فا ] (ع ص ) برگزیده . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (دهار). برگزیده شده . (غیاث ) (آنندراج ). گزین کرده شده . گزیده . گزین . مختار. اختیارشده . انتخاب شده . (یادداشت مؤلف ). ◄ صاف کرده شده . مصفا. (از غیاث ) (از آنندراج ).