مصحب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصحب . [ م ُ ح َ ] (ع ص ) دیوانه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مجنون . (از اقرب الموارد). ◄ پوست که موی و پشم او بر آن باقی باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خیک باموی . (از اقرب الموارد).
مصحب . [ م ُ ح ِ / ح َ ] (ع ص ) رام بعدِ صعوبت . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). رام شده ٔ پس از سختی . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ (اِمص ) رمیدگی . ◄ (ص ) راست رونده که درنگ نکند و به طرفی مایل نشود. ◄ (اِ) آبی که به روی چغزلاوه باشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ (ص ) پدر پسر بالغ.(از منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پدر پسر بالغشده ای که مانا به پدر باشد. ◄ مرد دارای رفیق . (ناظم الاطباء). ◄ مرد صاحب خطرات و وساوس . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).