مصبوغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) رنگ کرده شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) رنگ کرده شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصبوغ . [ م َ ] (ع ص ) رنگ کرده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). جامه ٔ رنگ کرده . (مهذب الاسماء). رنگ کرده . رزیده . مصبغ. صبیغ. (یادداشت مؤلف ).