مصافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصافی . [ م ُ ] (ع ص ) دوست خالص .(ناظم الاطباء). یکدل . (یادداشت مؤلف ) : اوصاف مصافیان چوگردد صافی بینند به دل هر آنچ بینند به چشم . ؟ (از سندبادنامه ). ◄ معشوق . (ناظم الاطباء).
مصافی . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مِصفی ̍. (ناظم الاطباء). رجوع به مصفی شود. ◄ ج ِ مِصفاة. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (دهار). ج ِ مصفاة به معنی پالونه . (آنندراج ). رجوع به مصفاة شود.