مصاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصاد. [ م َ ] (ع اِ) پشته ٔ بلند. ◄ بالای کوه . ج، امصدة، مُصدان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بلندی سر کوه . (مهذب الاسماء). ◄ سخت تر و استوارتر جای از کوه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ معقل . ج، امصدة. مصدان . (ناظم الاطباء). و رجوع به معقل شود.
مصاد. [ ] (اِخ ) ابن ربیعةبن الحارث . از شجعان عرب است و از مبارزان در واقعه ٔ «یوم المنفعه یا یوم کلاب ثانی ». رجوع به العقدالفرید ج ٦ صص ٨٣ - ٨٥ شود.
مصاد. [ ] (اِخ ) ابن عبدالملک . برادراکدر است و در غزوه ٔ دومةالجندل به روزگار پیامبر اسلام حاضر بوده است . رجوع به امتاع الاسماع ص ٤٦٥ شود.