مصاحبت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مصاحبت . [ م ُ ح َ / ح ِ ب َ ] (از ع، اِمص ) مصاحبة. هم صحبتی و هم نشینی و همدمی و همراهی و ملازمت . (ناظم الاطباء). رفاقت و یاری بایکدیگر. (یادداشت مؤلف ). نشست و برخاست . همراهی . (یادداشت مؤلف ) : ما هر دو به مصاحبت و مصادقت یکدیگر به رغادت عیش و لذاذت عمر زندگانی به سر بریم . (مرزبان نامه ص ٣١). ترک مناصحت کردم و روی از مصاحبت بگردانیدم . (گلستان ). و رجوع به مصاحبة شود. - مصاحبت کردن ؛ هم صحبتی کردن و با هم نشستن . - ◄ با هم صحبت کردن .(ناظم الاطباء). ◄ (اصطلاح منطق ) مجموع لزوم و اتفاق در دو قضیه . (اساس الاقتباس ص ٧٩).