فرهنگ لغت

مشمشی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشمشی . [ م ِ م ِ ] (ص نسبی ) مانند مشمش . همچون مشمش به لون . به رنگ مشمش : ان المختار منه هو المشبع الصفرة المقارب بالتشبه بالجلنار من الاحمر و بعده المشمشی . (الجماهر بیرونی ص ٧٤). و هناک معدن یعرف بناونولون جوهره مشمشی . (الجماهر بیرونی ص ٨٦). و رجوع به همان کتاب و مشمش شود.

معنی مشمشی | فرهنگ لغت