فرهنگ لغت

مشغول کار شدن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

به‌کار مشغول شدن، استخدام شدن کسب‌وکار راه انداختن، بنیاد نهادن، آغاز کردن، تجارت کردن، فروشنده شدن، فروختن آقای خود و نوکرخود بودن استخدام کردن، گماشتن

معنی مشغول کار شدن | فرهنگ لغت