مشروب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آشامیدنی، هرچیز قابل آشامیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آشامیدنی، هرچیز قابل آشامیدن.
مترادف و متضاد واژهدان
آشامیدنی، شربت، نوشابه عرق، شراب، مسکر (متضاد: ماکول، خوراکی، خوردنی)
واژگان فارسی سره واژهدان
نوشیدنی، نوشابه، باده، آشامیدنی