فرهنگ لغت

مشد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مشد. [ م ُ ش ِ ] (اِخ ) علی بن عمربن قزل ترکمانی . رجوع به علی بن عمربن ... و اعلام زرکلی ج ٢ ص ٦٨٣ شود.

معنی مشد | فرهنگ لغت