مشخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ازع. ] (مص م.) (عا.) مشق، اعم از چیز نوشتن بسیار، کارهای دیگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ازع. ] (مص م.) (عا.) مشق، اعم از چیز نوشتن بسیار، کارهای دیگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشخ . [ م َ ] (اِ) مشق . اعم از چیزی نوشتن بسیار و کارهای دیگر. (برهان ). دستور و دستورالعمل مشق و نوشتن خط و دیگر کارها. (ناظم الاطباء). تلفظ عامیانه ٔ مشق عربی . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ◄ ورزش . ◄ دستورالعمل حرکت سپاهیان . (ناظم الاطباء). به همه ٔ معانی رجوع به مشق شود.