مشتگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشتگاه . [ م ُ ] (اِ مرکب ) جای مشت بازی و جای مشت زدن : به مشتگاه و به کشتی گه و به پیچیدن فراز لب لب جوی محله چون لبلاب . خاقانی (دیوان ص ٥٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشتگاه . [ م ُ ] (اِ مرکب ) جای مشت بازی و جای مشت زدن : به مشتگاه و به کشتی گه و به پیچیدن فراز لب لب جوی محله چون لبلاب . خاقانی (دیوان ص ٥٤).