مشت رند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشت رند. [ م ُ رَ ] (اِ مرکب ) رنده ٔ درودگران و آن افزاری باشد که بدان چوب و تخته تراشند. (برهان ). دست افزار نجاران و درودگران که بدان چوب را صاف و هموار نمایند. (آنندراج ) (انجمن آرا). آلتی که درودگران بدان چوب را هموار کنند و رنده نیز گویند. (فرهنگ رشیدی ). مشت رنده . (ناظم الاطباء) : کردگارا، مشت رندی ده جهان را خوش تراش تا کی از قومی که هم ایشان وما هم پیشه ایم . انوری (از فرهنگ رشیدی ). رجوع به مشت رنده شود.