مشت بیضه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشت بیضه کردن . [ م ُ ب َ / ب ِ ض َ / ض ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گرد کردن مشت برای زدن بر کسی . (آنندراج ) : جان من اول فتح است مترس از تک و تاز بیضه کن مشت و بر آن گردن سختش بنواز. میرنجات (از آنندراج ).