مشاغل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ غِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مشغله ؛ کارها.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ غِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مشغله ؛ کارها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشاغل . [ م َ غ ِ ] (ع اِ) ج ِ مَشغلة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) .ج ِ مشغلة، به معنی کار و بار که بازدارد تو را از کار. (آنندراج ). کار و بار. مشغله ها.شغل ها. (از ناظم الاطباء) : با این همه مشاغل از تربیت علما و اماثل هیچ دقیقه ای اهمال نکردی وبه مجاورت ایشان رغبت صادق داشتی . (لباب الالباب ). - مشاغل دولتی ؛ شغلهایی که از طرف دولت به اشخاص واگذار شود. کار و حرفه ٔ آنان که دروزارتخانه ها و ادارات دولتی به کار می پردازند.
مترادف و متضاد واژهدان
شغلها، کارها، کسبها مشغلهها، گرفتاریها، کاروبارها