مشاجره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ جِ رَ یا رِ) [ ع. مشاجرة ] (مص ل.)<BR>۱- با هم نزاع کردن.<BR>۲- گفتگوی همراه با پرخاش و ستیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ جِ رَ یا رِ) [ ع. مشاجره ] (مص ل.) ۱- با هم نزاع کردن. ۲- گفتگوی همراه با پرخاش و ستیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مشاجره . [ م ُ ج َ رَ ] (از ع، اِمص ) منازعه و مناقشه . (ناظم الاطباء). مخاصمه . نزاع . اختلاف . ستیزه . مشاجرت : و آن ایراد قصه ٔ بود که چه رفته است و چه بوده است و خاص بود به مشاجره و منافره . (اساس الاقتباس ص ٥٨٠).
مترادف و متضاد واژهدان
اختلاف، بگومگو، جدال، جدل، جنگ، دعوا، ستیز، ستیزه، ستیزگری، کشمکش، نزاع ستیزیدن، نزاع کردن (متضاد: مصالحه)
واژگان فارسی سره واژهدان
کشمکش، ستیز، برخورد