مسکونی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسکونی . [ م َ ] (ص نسبی ) قابل سکونت . ساکن شدنی . سکونت گزیدنی . و رجوع به مسکون شود.
مترادف و متضاد واژهدان
قابلسکونت زیستگاه، محلسکونت (متضاد: غیرمسکونی) تجاری، ادراری
فرهنگ طیفی واژهدان
جای زندگی، مسکون
واژگان فارسی سره واژهدان
زیستنی، باشندگی