مسکان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسکان . [ م ُ ] (ع اِ) بیعانه . (منتهی الارب ). عربون . ج، مَساکین . (اقرب الموارد). عربان . (المعرب جوالیقی ص ٢٣٢). ربون . پیش مزد. پیش بها. بخشی از بها که از پیش دهند.
مسکان . [ م ُ ] (اِخ ) مشکان . نام قریه ای به فیروزآباد فارس و قریه ای به اصطخر و قریه ای به همدان نزدیک رودآور. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مشکان شود.