مسند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسند. [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) آنچه سبب تکیه دادن میشود. ◄ کسی که ایراد میکند و تقریر می نماید گواهی دیگری را. (ناظم الاطباء).
مسند. [ م َ ن َ ] (ص ) حرامزاده . (ناظم الاطباء) (شعوری ) . ◄ تنبل و هیچکاره . ◄ دروغگوی . لاف گوی . گزافه گوی . ◄ بدذات و بدکردار. (از ناظم الاطباء).
مسند. [ م ِ ن َ ] (ع اِ) هر چیز که بر آن تکیه کرده شود. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ بالش بزرگ . (دهار).