مسندفروز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسندفروز. [ م َ ن َ ف ُ ] (نف مرکب ) مسندفروزنده . مسندافروزنده . مسندافروز. آن که روشنی مسند به وجود او بازبسته است . روشنی بخش مسند پادشاهی و حکومت : مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی . حافظ. و رجوع به مسندافروزشود.