مسناف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسناف . [ م ِ ] (ع ص ) شتر که رحل سپس و شتر که رحل پیش اندازد، از لغات اضداد است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)(آنندراج ). شتری که رحل سپس اندازد و یا آن که رحل پیش اندازد. (ناظم الاطباء). آن اشتر که پالان فرا پیش افکند. (مهذب الاسماء). ◄ شتر که بر وی سناف بندند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).