مسموم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسموم کردن . [ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به زهر کشتن . زهر خورانیدن . (ناظم الاطباء). چیزخور کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). ورجوع به چیزخور کردن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
زهرآلود کردن، زهرآگین کردن، سمی کردن زهر خوراندن