مسمعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسمعی . [ م ِ م َ ] (اِخ ) احمدبن حسن بن سهل مسمعی، معروف به برادرزاده ٔ زرقان . از متکلمین است که قبل از ابوبکر محمدبن زکریای رازی (متوفی به سال ٣٢٠ هَ .ق .) یا در عهد او می زیسته و محمد زکریا بعضی از کتب اورا نقض کرده است . (خاندان نوبختی چ اقبال ص ١٣٨).
مسمعی . [ م ِ م َ ] (اِخ ) ابویعلی محمدبن شدادبن عیسی المسمعی معروف به زُرقان، از متکلمین مذهب معتزله است که در سنه ٔ ٢٩٩ هَ .ق . در بغداد وفات یافته است . (از الانساب سمعانی ).
مسمعی .[ م ِ م َ عی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به «مَسامِعة» که نام محله ای است در بصره و چند تن از محدثین و متکلمین و مشایخ بدین نام منسوبند. (از الانساب سمعانی ).