مسلمیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسلمیات . [ م ُ س َل ْ ل َ می یا ] (ع اِ مرکب ) ج ِ مسلمیة. چیزهای مسلم و محقق و مبرهن . (ناظم الاطباء).مسلمات . ◄ (اصطلاح منطق ) مسلمیات یا مسلمات آن مقدمه هائی بود که چون خصم تسلیم کند بر وی به کار داری خواهی حق یا مشهور یا مقبول باش و خواهی مباش . (دانشنامه بخش منطق ص ١٢٤ از فرهنگ علوم عقلی ). و رجوع به مسلمات شود. ◄ بخشودگیهای مالیاتی : به همین دستور اگر اقطاع و سیورغال ومسلمیات و معافیات و مدد معاش و پروانه جات حسابی که صادر گردد عمل مینمایند... (تذکرة الملوک ص ٤٤). ازانعام امراء و جمعی که ملازم نباشند و سیورغالات و معافی و مواجب و مسلمیات و حق السعی عمال هفتصدوچهارده دینار. (تذکرة الملوک ص ٥٢). و رجوع به مسلمی شود.