مسلاخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مسلاخ . [ م ِ ] (ع اِ) پوست مار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (دهار). پوست مار چون بیفکند. (مهذب الاسماء). ◄ پوست بز، یا عام است . (منتهی الارب ). ◄ پوست گوسفند چون بیرون کشند. (مهذب الاسماء). ◄ پوست . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). ◄ (ص ) خرمابن که غوره ٔ آن نارسیده بریزد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خرما که خاره اش فروریزد. ج، مسالیخ . (مهذب الاسماء).